تبلیغات
وبلاگ همسفر سمیه چمانه - رسیدن به فرمان عقل




















وبلاگ همسفر سمیه چمانه

با حرکت راه نمایان می شود

رسیدن به فرمان عقل و تحت امر عقل بودن، مشروط به این نیز هست که اطلاعاتی که توسط حس به عقل منتقل می شود اطلاعات درستی باشد و خواسته غیر معقول نفس نباشد و این حس زمانی درست عمل می کند که به درجه ای از دانایی برسیم.


"به نام خدا"

حکم عقل را در قالب فرمانروای بزرگ کاملاً اجرا نماییم.

اگر بخواهیم دنیای درون خود را به آبادی (بهشت) تبدیل کنیم و به‌سان انسانی باشیم که به نهایت کمال برسد، باید به‌فرمان عقل رسید که کار ساده‌ای نیست. ولی نیک می‌دانیم اگر با فرامین عقلی پیش برویم در صراط مستقیم قرار خواهیم گرفت، اما چگونه به این فرامین باید رسید؟

 باید جسم و روح خود را از تعلقات نفسانی خارج کرد.

باید از اسارت نفس اماره خارج شد.

باید مسئول اعمال خود باشیم و بر قدرت مطلق توکل نماییم.

باید اندیشه خود را به بهترین نحو تحت کنترل خود قرار دهیم که این منوط به صبر و بردباری است و آرام‌آرام باید به رشد عقلی رسید.

باید وجود خویش را از جهل پاک نماییم چون بزرگ‌ترین دشمن انسان که نادانی است در وجود خود اوست.

گرفتن قدرت از نفس و پیروی فرامین عقل بودن فقط با پرهیز و دوری از خواسته‌های نامعقول امکان ندارد، چه‌بسا با این امر مهم تزکیه و پالایش صورت خواهد گرفت و با شناخت و آگاهی نفس خود را تربیت کرد؛ و زمانی که جسم (شهر وجودی) تحت کنترل عقل باشد به آرامش درون خواهیم رسید و قبل از انجام هر کار و عملیاتی به خوب و بد آن می‌اندیشیم که آیا در مسیر ارزش‌هاست یا ضد ارزشی است؟

وقتی توانایی در اختیار عقل باشد به دانایی می‌رسیم و بدون افزایش دانایی هرگونه تغییری در درون ناپایدار است و با افزایش دانایی می‌توان در برابر نفس اماره مانعی بزرگ باشیم.

هرقدر این دانایی بیشتر باشد، رسیدن به خواسته‌های معقول و اهداف ارزشی راحت‌تر خواهد بود و عقل بهتر می‌تواند حاکمیت شهر وجودی را بر عهده بگیرد.

اما رسیدن به‌فرمان عقل و تحت امر عقل بودن، مشروط به این نیز هست که اطلاعاتی که توسط حس به عقل منتقل می‌شود اطلاعات درستی باشد و خواسته غیرمعقول نفس نباشد و این حس زمانی درست عمل می‌کند که به درجه‌ای از دانایی برسیم و یا با گرفتن آموزش و تجربه‌ای که به دست می‌آوریم و تفکری که در ذهن ما پدید می‌آید.

خود من زمانی که هنوز با کنگره آشنا نشده بودم، چیز زیادی در مورد آموزش‌های کنگره (نفس، حس، عقل) نمی‌دانستم، گاهی پیش می‌آمد می‌خواستم کاری انجام بدهم، می‌دانستم کارم صحیح و اخلاقی نیست ولی توجیهات زیادی در مورد کارم می‌کردم، دلیل می‌آوردم که فلان روز این اتفاق را کسی برایم پیش آورده و یا من باید تلافی کنم. از درون خود واقعاً صدایی می‌شنیدم که این کار را به خاطر این مسئله یا به خاطر آن شخص انجام بدهم. بعد حس بد می‌گرفتم که این اطلاعات ضد ارزش را به عقل می‌دادم، تصمیمی که می‌گرفتم تازه شروع خیلی از مسائل دیگر بود و به‌طور کامل در اختیار نفس اماره بودم.

همسفر لیلا



نوشته شده در دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 10:31 ب.ظ توسط همسفر سمیه چمانه نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : idealweb
قدرت گرفته از : mihanblog