تبلیغات
وبلاگ همسفر سمیه چمانه - خلاصه گزارش عملکرد لژیون روز دوشنبه 95/12/9 جهان بینی1




















وبلاگ همسفر سمیه چمانه

با حرکت راه نمایان می شود

نیازی نیست ما وجود خداوند را برای کسی ثابت کنیم یعنی اصلا نمیشود این کار را کرد،چون هر فردی از دریچه نگاه خودش به وجود خداوند پی می‌برد.پس چگونه باید وجود خداوند را حس کرد؟خدا را از روی نشانه هایش می توان شناخت و حس کرد و نشانه های خداوند همان مخلوقات و آفریده هایش هستند.


مبحث نفس:
همسفر سودابه:مراتب نفس عبارتند از نفس اماره،نفس لوامه و نفس مطمئنه.
نفس اماره بالاترین مرحله نفسانی در حیوان است که پایین ترین مرحله نفسانی در انسان می‌باشد و تمام خواسته های نامعقول نفس به طور کامل در این مرحله اجرا می‌شود.
اما در نفس لوامه که همان نفس سرزنش کننده است با انجام عمل ضد ارزشی شخص احساس ناراحتی پیدا میکند و معمولا پشیمان می‌شود.
نفس مطمئنه چون پالایش و تزکیه انجام شده است هیچ عمل ضد ارزشی صورت نمی‌گیرد.
مبحث قدرت مطلق الله:
همسفر فاطمه فتحی:یکی از مسائل مهم در زندگی اثبات وجود خداوند است به گفته آقای امین وجود خداوند یک چیز حسی است و مثال بینایان و نابینایان را بیان کردند که بینایان دیده های خود را تعریف می‌کنند و نابینایان ندیده های خود را شرح می دهند،که هر دو درست است ولی حس و درکشان متفاوت است.
مطلب دیگر اینکه آیا همه چیز را می‌شود به همه انسان ها آموزش داد ؟خیر ،مربی ،استاد ویا راهنما همه چیز را نمیتوانند به همه افراد آموزش بدهند و مهم ترین  چیز خواسته درون انسان است که خیلی مهم است و شخصی این خواسته آموزش را دارد ولی شخص دیگری ندارد.
همسفر رقیه:خداوند مثل یک نور است که اگر این نور نباشد چیزی دیده نمی‌شود و همه چیز در تاریکی است و درک من از خداوند مثل نور است.
همسفر فاطمه محمدی:خداوند در تمام مراحل زندگی دیده می‌شود.در گذشته،حال و آینده،هنگام خواب به امید خداوند سرم را زمین می‌گذارم و با وجود خداوند به هیچ کس نیازی ندارم.
همسفر لیلا:متنی زیبا که سالهاست در ذهن من ماندگار شده این بود که بنده ای با خداوند سخن می‌گفت که همیشه دو رد پا در زندگی اش بوده ولی در سخت ترین لحظات زندگی فقط یک رد پا وجود داشته است،در آن زمان خداوند به او گفت من در مشکلات تو را به دوش گرفته بودم.
و من در تمام مراحل سخت و دشوار زندگی وجود خداوند امیدی در دلم بوده و هست و احساس آرامش می‌کنم و آن لحظه های سخت با یاد خداوند برایم توأم با آرامش میشود.
همسفر سکینه:من هم خدا را خیلی جاها احساس کردم در زمان خوشحالی و ناراحتی،حتی در زمان انجام یک عمل ضد ارزشی که احساس پشیمانی و ناراحتی دارم در همان لحظه پی می‌برم که خداوند مرا فراموش نکرده است .
مبحث مدل قلعه عقل:
همسفر شیرین:ذرات تشکیل دهنده نفس همان خواسته های نفس هستند و برای به اجرا در آمدن خواسته ها،نفس از عقل فرمان میگیرد یعنی عقل باید فرمان را صادر کند.
مدل مطرح شده  برای عقل،قلعه عقل است .در این قلعه همه به خواسته های خوب عمل میکنند و زیر نظر فرمان عقل می باشد که نگهبانان مسئول هستند چه کسانی وارد و خارج می‌شوند.این نگهبانان  نمی گذارند هر کسی وارد شود و باید قدرت زیادی داشته باشند و دانایی بالایی داشته باشند تا ماهیت آن خواسته ها را تشخیص بدهند
سلام دوستان سمیه هستم همسفر :
در مورد مراتب نفس باید بگویم که همه انسانها از یک نفس واحده هستند ولی نفس هر انسانی در یکی از مراحل نفسانی قرار دارد و اگر گفته شود سه تا نفس داریم سخن اشتباهی است یعنی نفس واحد ما بر اساس ماهیت خواسته ها و دانایی شان در یکی از سه مرحله نفسانی قرار دارند که در نفس اماره خبری از وجدان نیست و در نفس لوامه قدم به مرحله تشخیص می گذاریم و در نفس مطمئنه کاملا با اطمینان عمل میکنیم به این معنی که خواسته نامعقول وجود دارد ولی قدرت تشخیص بسیار بالاست  و همیشه تصمیم درست میگیریم.
بحث بعدی در مورد قدرت مطلق است و اثبات وجود یا عدم وجود او.
نیازی نیست ما وجود خداوند را برای کسی ثابت کنیم یعنی اصلا نمیشود این کار را کرد،چون هر فردی از دریچه نگاه خودش به وجود خداوند پی می‌برد.پس چگونه باید وجود خداوند را حس کرد؟خدا را از روی نشانه هایش می توان شناخت و حس کرد و نشانه های خداوند همان مخلوقات و آفریده هایش هستند.
اینکه خداوند را چگونه می‌بینیم و چقدر حس می‌کنیم به نگاه ما بستگی دارد.
در کل خداوند منبع انرژی است  و چون ما موجود محدودی هستیم برای اینکه خسته نشویم  باید وصل به یک منبع نا محدود شویم و کسب انرژی کنیم.
مثل گوشی تلفن همراه که با تمام شدن شارژ خاموش میشود ما هم یک جاهایی کم می آوریم و خاموش می‌شویم و لازم است که وصل شویم به وجود لایزال خداوند تا نور و انرژی دریافت کنیم.
باید باور داشته باشیم که خداوند هر لحظه با ماست ،یک کودک زمانی آرامش دارد و احساس امنیت می‌کند در شلوغی ها که دستش در دست مادرش باشد ما هم مثل همان کودک هستیم که باید در شلوغی ها و سر در گمی های زندگی حس کنیم که خداوند دست ما را گرفته است فقط ما نباید رهایش کنیم.
زمانی که کم می آوریم و دست وپا می‌زنیم در مسائل و راه را پیدا نمی کنیم به این دلیل است که خودمان را گم کرده ایم،اگر  بدانیم که خداوند همه جا حاضر و ناظر است دیگر هیچ چیزی نمی تواند جلوی حرکت ما را بگیرد و ما را ناامید و ناراحت کند.
اگر به هر دلیلی قرار است از گذرگاه اعتیاد عبور کنیم وجود خداوند را در کنارمان باور داشته باشیم تا مضطرب وپریشان نشویم،وظیفه ما حرکت و تلاش در جهت درمان و رهایی است و خداوند در زمان خاص خودش اذنش را صادر می‌کند.
مبحث بعدی در مورد عقل است که همه شما خیلی خوب مشارکت کردید و من به عنوان تکمیل کننده مطلب میگویم که عقل به قلعه ای تشبیه شده است سر بازانی که از  قلعه محافظت می‌کنند دانایی فرد است و افرادی که با لباس مبدل وارد میشوند همان خواسته های نا معقول نفس هستند که در واقع با حقه وارد میشوند .
در قلعه عقل دانایی خیلی مهم است و مثل صافی عمل می‌کند تا نا خالصی ها وارد نشوند هر چه دانایی بیشتر باشد مثل فیلتر عمل می‌کند.
چون عقل فر ایزدی دارد پس هیچ گاه اشتباه نمی‌کند و فقط در صورتی که اطلاعات اشتباه به او داده شود فرمان غلط صادر می‌کند ،اطلاعات اشتباه از طریق حقه هایی که نفس به کار میبرد به عقل میرسد .


نوشته شده در چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت 10:13 ق.ظ توسط همسفر سمیه چمانه نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : idealweb
قدرت گرفته از : mihanblog